چتری با پروانه های سفید

درباره کتاب

تا تحویل سال نو چیزی نمانده و مریم و برادرش کلی گل روی دست‌شان مانده و باید زودتر برگردند خانه. آتوسا چند خیابان آن‌طرف‌تر پشت در مانده و خانم خیاط که گوشش کمی فقط کمی سنگین است صدای در را نمی‌شنود تا لباس آتوسا را بدهد. اردلان توی آرایشگاه نشسته و دل تو دلش نیست تا زودتر نوبتش شود و به خانه برود.

خلاصه ای از کتاب

در زندگی هیچ گرهی نیست که باز نشود.

گاهی گره من به دست تو باز می‌شود،

گره تو به دست یکی دیگر،

و گره یک نفر دیگر به دست من.

ولی خوب می‌دانم در زندگی هیچ گرهی نیست که باز نشود.

نوع کتاب
کتاب زیبا صدایم کن نوشته فرهاد حسن زاده
فرهنگ نامه مشاغل
نجات آب
از کتیبه تا کتاب
پسران آفتاب
هویج پالتو پوش
ای میهن من ایران
امپراتور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت