هویج پالتو پوش

هویج پالتو پوش

درباره کتاب

داستان روایتی است از خورشید، خواب و خرگوش. خواب یا خواب دیدن و دنیای رویا، حلقه‌ی پیوند خورشید و خرگوش می‌شود تا با هم به قلم نویسنده روایتی داستانی بسازند. خورشیدِ گرم در هوای سرد تنهایی‌، دل‌اش یک دوست می‌خواهد و آن پایین خرگوش را می‌بیند. در بازارِ شلوغ و آدم‌هایی که سرشان را بلند نمی‌کنند تا خورشید را ببینند، خورشید دنبال دوستی است که برای‌اش پالتو بیاورد. خورشید خواب را دوست دارد و خواب هم دور چشم‌های خرگوش می‌گردد. قلابِ دوستی خورشید می‌افتد بر گردن خرگوش. یک بهانه هم پیدا می‌کند، پالتوی بنفشی که آن پایین دیده. پس پالتو می‌شود آغاز سفر خرگوش تا برسد به رویای زیبای خورشید در هوای سرد تنهایی. این دوستی عجیب است اما خورشید راه‌اش را پیدا کرده است و کلیدش در خواب و رویایی است که هر دو می‌بینند.

خلاصه ای از کتاب

کتاب «هویج پالتوپوش» روایت در هم پیچیدن مرزهای واقعیت و فرو رفتن در جهان رویاها است. جهانی بی‌مرز که پدیده‌ها چه طبیعی، چه جانوری رنگی دیگر به خود می‌گیرند و می‌توانند دنیایی تازه بیافرینند که قوانین و قواعد خود را دارد. این روایت را خورشید و خرگوش می‌سازند. خورشید در آسمان، خرگوش در زمین. یکی بیدار است، یکی در خواب.

یکی می‌گوید، یکی می‌بافد. در هر پیچ از روایت، زبان به خود برمی‌گردد تا مرزهای واقعیت و رویا را با پرسش‌های خود جدا کند، اما آن هم نمی‌تواند. گام به گام خورشید و خرگوش در این بازی زبانی پیش می‌روند تا نقطه‌ای که خرگوش و خورشید یکی می‌شوند.

نوع کتاب
کتاب زیبا صدایم کن نوشته فرهاد حسن زاده
فرهنگ نامه مشاغل
نجات آب
از کتیبه تا کتاب
پسران آفتاب
هویج پالتو پوش
ای میهن من ایران
امپراتور کوتوله ی سرزمین لی لی پوت